لرستانی ها را در گوگل محبوب کنید

نقشه استان لرستان

نگاهي به آيين تولد نوزاد در لرستان
iconبازدید: iconدسته: استان لرستان - تولد نوزاد

پژوهش و تحقيق در باورها و فرهنگ عاميانه پيشينيان از منظر جامعه شناختي و مردم شناسي داراي اهميت فراواني است، چرا كه به مثابه گذشته چراغ راه آينده است، شناخت و آگاهي از شيوه عملكرد گذشتگان در عرصه‌هاي مختلف علوم خصوصاً دانش پزشكي ، به گشودن دريچه‌هايي به زواياي ناشناخته منجر شده و به تمايز جنبه هاي علمي از وجوه خرافي آن كمك‌هاي شاياني مي‌كند و در نهايت تا شناخت از فرهنگ بومي در كار نباشد نمي‌توان به مقوله مقابله با تهاجم فرهنگي اهتمام ورزيد به قول كنفسيوس فيلسوف چيني (اگر مي‌خواهي آينده را پيش‌بيني كني، گذشته را مطالعه كن).

 

قابلگي و قابله ها

تا قبل از سال 1298 هـ . ش كه توسط ميرزا احمدخان نصير الدوله وزير معارف وقت مدرسه دارالمعلمات يا مدرسه قابلگي به شيوه مدرن در ايران تاسيس گردد ، و خصوصاً تا قبل از تاسيس بنگاه بهداشت مادر و كودك در سال 1318 هـ . ش كه زير نظر وزارت بهداري وقت در تهران در محل اهدايي مرحوم حاج ميرزا زكي خواجه نوري پي ريزي گردد و تا گسترش آن در اقصي نقاط كشور ، امر زايمان و تولد نوزادان در منازل توسط ماماهاي محلي انجام مي گرفت و حتي بعد از ورود قشون ارتش به خرم آباد در سالهاي 1312 هـ . ش به بعد ، عليرغم حضور عده اي پزشك و ماماي تحصيل كرده از قبيل خانم حجازي همسر سروان دكتر حجازي و خانم ناصري ، جهت امور مامايي و زنان همزمان ماماهاي محلي به علت تجربياتي كه به مرور زمان كسب كرده بودند ، مورد اعتماد و اطمينان مردم بودند. برخي از اين زنده يادان در شهرستان خرم آباد عبارتند از ( شاه پرور ، حاجيه خانم ملك زاده سياه منصور ( 1306- 1382) ، شهر بانو، چمن رضايي ،مشهديه شاري ، جهان ، فاطمه بروجردي ، فرخي ، آقا بانو شاهين ) و بسياري زنده يادان ديگر كه در شهرستان خرم آباد به انجام امور مامايي اشتغال داشتند .

برخي از اين زنده يادان در شهرستان خرم آباد عبارتند از ( شاه پرور ، حاجيه خانم ملك زاده سياه منصور ( 1306- 1382) ، شهر بانو، چمن رضايي ،مشهديه شاري ، جهان ، فاطمه بروجردي ، فرخي ، آقا بانو شاهين ) و بسياري زنده يادان ديگر كه در شهرستان خرم آباد به انجام امور مامايي اشتغال داشتند .


وسايل مورد استفاده

وسايل مورد استفاده اين ماماهاي سنتي عبارت بودند از ( پارچه ، حوله ، صابون ، تيغ ، قيچي ، لگن آب گرم )و در اكثر منازل خصوصاً در روستاها كه وسايل گرما زا از قبيل بخاري وجود نداشت مردم از چاله حرارتي به نام تژگاه Tazhga براي سوزاندن هيزم و ايجاد گرما استفاده كرده و از خاكستر آن جهت پانسمان بند ناف نوزادان مخلوط با خمير و خرما استفاده مي كردند .

 

زايمان

در موقع بروز درد زايمان يا ژُو zho زن زائو يا زوُاروُ Zovero ماما يا قابله يك ليوان جوشانده آرام بخش از قبيل دم كرده دارچين ، سنبل الطيب ، گل گاوزبان نبات يا خار گندم دانه ( گَنِم دُونَه ) به او مي خورانيد و بعد زائو را روي چاله زايمان كه از سه عدد آجر موازي تشكيل مي شد قرار مي داد ، در اين موقع بستگان زائو روي پشت بام خانه مشغول خواندن اذان و دعا مي شدند ، بعد از تولد نوزاد ، ماما بند ناف او را با نخ ضخيمي كه به آن تابيده مي گفتند به فاصله يك بند انگشت گره مي زد و بعد با قيچي نسبتاً تميزي آن را جدا كرده وروي ناف را نيز با مخلوطي از خمير و خرما و خاكستر مي پوشاند (در برخي نقاط لرستان ناف افتاده را با مقداري اسپند درون پارچه به عنوان دفع چشم زخم با يك سنجاق به لباس نوزاد مي دوخته) ، بعد از عمل ناف بُري ماما هر دو ساق پاي نوزاد را اب يك دست گرفته و به شكل سرازير با كف دست به پشت نوزاد ضربه زده تا ترشحات زايمان از ريه و حلق نوزاد خارج شود . ( ناگفته نماند برخي ماماهاي محلي معتقد بودند با اين عمل به اصطلاح سرماينَه Sarmayena نوزاد مي افتد و از اين عمل خود داري مي كردند) بعد از اين مرحله مادر بزرگ يا ماما در گوش راست نوزاد اذان مي خواند .


شادروان حاج ملك زاده سياه منصور در حال خواندن اذان و اقامه در گوش نوزادي (1359 هـ ش)
عكس اهدايي خانم طاهره طولابي

 

بعد نوزاد را در چند پارچه نرم پوشانده و به اصطلاح قنداق پيچ Gondag-pich كرده و با طناب بافتني كه با نخ هاي رنگارنگ يا موي بُز بافته شده بود و روي آن خر مهره اي فيروزه اي رنگ به نام گِژِگ Gezheg دوخته شده مي بستند و به نوزاد يكي دو قاشق مرباخوري قن داغGan-dag ( جوشانده آب و قند ) مي خوراندند ، بعد از اتمام اين اعمال مادر بزرگ خانواده يا زني كه به اصطلاح با تجربه بود ، انگشت شست خود را كه با خاك مُهر آغشته شده بود به سقف دهان نوزاد فشار مي داد و اعتقاد بر اين بود كه اگر سقف دهان نوزاد به خوبي باز نشود بعد ها اين نوزاد مبتلا به اختلال تكلم خواهد شد به اين عمل مِلاژگَه برداري Melazhga گفته مي شد (شايان ذكر است عمل ملاژگه برداري را دكتر ادواردپولاك اطريشي ( 1820- 1891 م ) طبيب معروف ناصرالدين شاه قاجار در سفر نامه خود در خصوص ساير شهر هاي ايران نيز ذكر كرده است ) رسم ديگري كه درخرم آباد مرسوم بود ، بنام آيين پَملِه پِر Pamelaper از اينقرار بود كه پارچه سفيدي روي نوزاد پهن كرده و مقداري پنبه آغشته به روغن حيواني را كه با كف دست به اصطلاح تاب داده و به شكل آدمك در آورده ، آتش زده و بعد در كف دستها خاموش كرده و با گرد سوخته آن روي پيشاني و دماغ و چانه نوزاد را منقش مي كردند و دسته جمعي مي خواندند

پَمله پِر پَمله پِر         هفته بدر هفته بدر

 

و معتقد بودند كه با اين عمل دفع بلا شده و همزاد نوزاد از بين ميرود . يكي ديگر از آيين هاي تولد ، مراسم هفته يا هفت دُختِر بود كه به نيت رفع بلا و چشم زخم ، نوزاد هفت روزه را با گفتن كلمه پاياربا Payarba از بين پاهاي هفت دختر نابالغ عبور مي دادند اين مراسم كه با ميهماني و جشن برگزار مي شد اغلب با مراسم كاك پزان همزمان مي گرديد .

مادر بزرگ خانواده يا زني كه به اصطلاح با تجربه بود ، انگشت شست خود را كه با خاك مُهر آغشته شده بود به سقف دهان نوزاد فشار مي داد و اعتقاد بر اين بود كه اگر سقف دهان نوزاد به خوبي باز نشود بعد ها اين نوزاد مبتلا به اختلال تكلم خواهد شد به اين عمل مِلاژگَه برداري Melazhga گفته مي شد

 

ساير رسوم

در هنگام ديد و بازديد نيز دوستان و اهل فاميل با گفتن جملاتي از قبيل قِيِ يَمِ كُوشكَه تُو مارِك با ( قدم كوچولويتان مبارك ) و يا چَشِ دِلتو روشِه ( چشم دلتان روشن ) به ديدار زائو و نوزاد رفته و بعد از تقديم هداياي كه به سَرنافَه (Sarnafa ) معروف بود ، پذيرايي با چاي و شيريني ، اطرافيان زائو به غذايي پُر كالري به نام جوجوش Jojosh كه تركيبي از ( قند ، نبات ، زيره ، رازيانه ، هل ، دارچين ، زعفران ، روغن حيواني ، آرد و زرد چوبه ) بود از آنها پذيرايي مي كردند و اغلب به مادر نوزاد نيز از اين معجون خورانده مي شد . بعد از سه روزه اول زايمان نيز به زائو هندوانه و آش عدس و اسفناج ويا مخلوط شيره و كاهو خورانده مي شد ، سُرمهِ كشيدن به چشم نوزاد نيز يكي ديگر از آئين هايي بود كه انجام ميگرفت مراسم ناف بُري Nafbori يكي ديگر از رسومي بود كه در موقع تولد نوزاد دختر او را براي پسر اقوام يا آشنايان در نظر گرفته و مرسوم بود كه هر سال خصوصاً در ايام نوروز خانواده پسر هدايايي به نوزاد دختر تقديم كنند و آنها بعد ها در هر شرايطي مجبور به ازدواج با هم بودند .
براي به اصطلاح دفع چشم زخم ، اغلب مهره اي فيروزه اي يا لعابي كبود به نام گژگ يا صمغ بِژ را به لباس و موي جلوي سر نوزاد مي بستند و يا دسته اي از پرهاي رنگارنگ زيباي خروس را به شكل دسته جارو با سنجاق به پشت كتف نوزاد وصل مي گرديد به قول مولانا :

گر اژدهاست بر ره ، عشق است چون رُمُرد          از برق اين زمرد هين دفع اژدها كن

ادامه دارد ...




گالري اشياي كشف شده ي غار كلماكره
iconبازدید: iconدسته: پلدختر - غار کلماکره

 

براي بزرگ نمايي رو تصوير مورد نظر كليك كنيد .




كلماكره ، ششمين گنجينه بزرگ جهان
iconبازدید: iconدسته: پلدختر - غار کلماکره

غار كلماكره كه با ارتفاع 650 متر از سطح زمين در يكي از دره هاي صخره اي كوه مهله در جنوب كوهدشت و شمال پلدختر واقع شده است از جمله ميراث گران بهاي طبيعي است كه در عين حال حاوي آثار باستاني نيز مي باشد . اين غار به مناسبت شواهد فرهنگي در آذر ماه 1368 توسط ميراث فرهنگي لرستان كشف و مورد بازديد قرار گرفت .
مساحت كلي فضاهاي شناخته شده حدود 4300 متر ، طول فضاهاي متصل به هم و شناخته شده مسير فعلي آن حدود 670 متر و ورودي آن در دهانه اي طبيعي به سوي غرب باز مي شود . ارتفاع تالارها و دهليز هاي غار بين 80 سانتي متر تا 15 متر نوسان دارد . آب در تالارهاي دوم ، سوم و چهارم غار ديده مي شود . آويزهاي رسوبي و ستون ها ، تالارها را زيبايي خاصي بخشيده است .

نحوه كشف

غار كلماكره در شرق يكي از آخرين كوه‌هاي شهرستان پلدختر واقع شده است . پيشاني غار يك و نيم متر جلوتر از پايين دهانه آن است و به همين دليل اين غار از ديد پنهان است . كلماكره به صورت اتفاقي در سال ۱۳۶۸ توسط يك چوپان كه در تعقيب يك بز گمشده از گله‌اش بود كشف شد . او در دهانه غار كلماكره كه دالاني طولاني و منتهي به تالارهاي اصلي است يك سكه كشف كرد كه اين به كنجكاوي وي و كشف كل گنجينه انجاميد . سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري پس از مدتي از وجود چنين غاري مطلع شد و گروهي را براي حفاظت از آن راهي كرد اما تمام اشياء موجود در اين غار كه شامل سكه و تعدادي مجسمه نقره‌اي از اشكال حيوانات و جام‌هاي نقره‌اي كه مربوط به اوايل حكومت هخامنشيان و اواخر دوره مادها بود توسط افراد محلي و قاچاقچيان از غار خارج شده بود . اين اشياء احتمالاً در خزانه دولت هخامنشيان در شوش نگهداري مي شده است . تا اينكه كوروش ، بابل و بين النهرين را به تصرف خود در آورد و تمام خزائن را از معابد بابل به اين غار انتقال داده است . در زمان حمله اسكندر به ايران اين گنجينه به كوه‌هاي پلدختر منتقل شد و چهار نگهبان مخفيانه از اين گنج محافظت مي كردند تا اينكه با گذر زمان هر چهار تن بر اثر مرگ طبيعي مردند ، پس از كشف غار در سال ۱۳۶۸ هنوز آثاري از چهار سرباز نگهبان وجود داشت.

 

چهار نگهبان مخفيانه از اين گنج محافظت مي كردند تا اينكه با گذر زمان هر چهار تن بر اثر مرگ طبيعي مردند ، پس از كشف غار در سال ۱۳۶۸ هنوز آثاري از چهار سرباز نگهبان وجود داشت.

 

يافته‌هاي غار

تعداد زيادي اشيا نفيس با قدمت تاريخي فراوان در كاوشهاي غير مجاز از اين غار به دست آمده‌اند كه در موزه‌هاي اروپايي مانند لوور و موزه بريتانيا و نيز موزه متروپوليتن نيويورك نگهداري مي‌شوند . اين اشياء شامل پيكره‌ها ، بشقاب‌ها و تكوك‌هاي نفيس هستند . در سالهاي اخير ، برخي از اشياي دزديده شده توسط نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي كشف شده و در اختيار سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري قرار گرفته‌اند . اين اشيا در موزه ايران باستان در تهران و نيز در موزه قلعه فلك الافلاك در خرم‌آباد نگه داري مي‌شوند.
بقاياي بهره وري متناوب بشر از اين مكان علاوه بر اشيايي كه كشف شده ، شواهد و آثار متعددي است كه در تالارهاي اول ، دوم و سوم بر جاي مانده اند . مهم ترين اين شواهد ديواره هاي دست ساز با سنگ و گچ و كاه گل و قطعات پراكنده سفال و خمره ها مي باشد . بنابراين اين مكان نويافته اسرار آميز ، نه تنها از لحاظ بازشناسي تحولات فرهنگي بشر اثري نفيس و قابل تعمق است كه از حيث شناخت تحولات طبيعي زمين نيز پديده اي اعجاب آور و درخور اعتناست .
جالب است بدانيد از اين غار اسرارآميز با عنوان يكي از ۶ گنجينه بزرگ كشف شده در جهان ياد مي كنند .

 

جالب است بدانيد از اين غار اسرارآميز با عنوان يكي از ۶ گنجينه بزرگ كشف شده در جهان ياد مي كنند .






پل تاريخي پلدختر
iconبازدید: iconدسته: پلدختر - پل دختر

اين بنا كه از آثار ارزنده معماري پيش از اسلام در لرستان محسوب مي گردد در ورودي شهر پلدختر واقع شده است . اين دومين پلي است كه در لرستان به نام «كر و دت » يا پل دختر مشهور است . هرچند اين بنا در قرن4ه.ق. مورد مرمت وتجديد بنا قرارگرفته است ، اما اصل آن بنا به احتمال قريب يقين مربوط به دوره ساساني است . جهت پل ، شرقي غربي و طول آن 270 متر مي باشد . پايه هاي پهن و قطور آن كه از سنگهاي پاك تراش ساخته شده اند در داخل رودخانه هنوز پا برجاست . تنها يك طاق از پل موجود است كه جاده خرم آباد- انديمشك از زير آن مي گذشت .
بلنداي اين طاق 18 متر از سطح آسفالت است ونزديك به 30 متر از آب رودخانه ارتفاع دارد . عرض چشمه موجود 11/30 متر است . درباره وجهه تسميه پل ، برخي آنرا منتسب به ايزد بانو آناهيتا مي دانند . بي ترديد اين پل اهميت ويژه اي در ارتباط بين مناطق جنوب با غرب و مركز وشمال داشته وعلاوه براتصال لرستان و ايلام راه اصلي شاپورخواست به جندي شاپور شهر قديمي خوزستان (دوره ساساني) به شمار مي رفته است . اين بنا به شماره 1678 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است .




قلعه كوهزاد - شهرستان كوهدشت
iconبازدید: iconدسته: کوهدشت - قلعه کوهزاد (وزنیار)

قلعه كوهزاد ، نام بنايي مذهبي تاريخي است كه راز معنويات پيشينيان هوشمند را باز گفته و راه شناسايي بينش مذهبي آنان و دستيابي به رموز ناشناخته نيايش آئين پرآوازه مهر را هموار كرده است . اين ينا با 800 متر ارتفاع از سطح دشت بر فراز قله شرقي كوه منفرد «ويژن هر» در غرب بخش رومشكان قرار دارد . قلعه كوهزاد با مصالح سنگ و گچ در ابعاد 17 در 35 متر بر سطح كوه ساخته شده و مساحت آن بدون محاسبه ساخت و سازهاي پراكنده گرداگرد ، حدود 600 متر مربع است . در جوانب شمال و جنوب آن دو دهليز به پهناي 2 متر تعبيه شده است .
در شمال و جنوب اين دژ كه محل نهايي نيايش پيروان آئين مهر بوده است دو اتاق ساخته شده كه بازوي بنا محسوب مي شوند ، و آن را به شكل صليب آراسته اند .
بر اساس نتايج حاصل از بررسي مقدماتي ، گفته مي شود كه قلعه كوهزاد محرابه اي بازمانده و منزوي از پيروان ديرينه آئين مهر بوده است كه اوايل دوره اشكاني ساخته شده است .
موقعيت قلعه به صورتي است كه چشم انداز بسيار زيبايي از دره ي سيمره و منطقه طرهان و رومشكان را در برمي گيرد . اين اثر منسوب به آيين مهر پرستي و مربوط به دوره اشكاني (پارتي) مي باشد كه به شماره 3760 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است .





گالری تصاویر



X